محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

62

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

اسارت درآورد . اين رخداد و رخدادهايى نظير آن نشان مىدهد كه يهوديان قصد آن داشتند كه از همكارى ديگران براى حمله به رسول اكرم ( ص ) استفاده كنند يا خود با استفاده از همه توان و قدرت نظامى خود به همكارى با كسانى كه به جنگ عليه آن حضرت دست مىزنند بپردازند . 539 - هنگامى كه رسول خدا ( ص ) روانه نبرد عليه يهوديان شد تا ديگر از سلطهء يهود در سرزمين عرب چيزى باقى نمانده باشد مسلّم بود كه قبيلهء غطفان نيز به آنان بپيوندد ، چرا كه اين قبيله دشمنى فراوانى با پيامبر ( ص ) داشت ، محلّ سكونت آنان در نزديكى اقامتگاه يهوديان بود و علاوه بر اين قبلا در ماجراى نبرد احزاب كه خداوند آنان را ناكام ساخت و خشمگين و بى هيچ دستاوردى برگرداند با يهوديان سابقهء همكارى داشتند . به همين سبب رسول اكرم ( ص ) احتياط لازم را در اين باره به عمل آورد و اردوى لشكر مسلمانان را در نقطه اى ميان غطفان و خيبر قرار داد . خلاصه ماجراى اين غزوه از اين قرار است كه رسول خدا ( ص ) به قصد خيبر از مدينه بيرون رفت و چون در آستانهء مناطق اقامت آنان قرار گرفت به اصحاب خود فرمود بايستيد - و آنان ايستادند و آنگاه به تضرّع به درگاه خداوند پرداخت و از او يارى و كمك طلبيد و در حالى كه مسلمانان نيز با او تكرار مىكردند اين دعا را بر زبان آورد كه « پروردگارا ، اى خداى آسمانها و آنچه در سايهء آنهاست ، اى خداى زمينها و آنچه بر دامان آنهاست ، اى خداى شياطين و آنچه گمراه شدهء آنهاست و اى خداى بادها و در هر سو پراكندهء بر بال آنهاست ، ما از تو خير اين آبادى و خير مردم آن و خير آنچه در آن است را خواهانيم و از شرّ مردم اين آبادى و آنچه در آن است به تو پناه مىبريم » . آنگاه رسول خدا ( ص ) به سپاهيان فرمود : « به نام خداوند دست به كار نبرد شويد » . هنگامى كه پيامبر ( ص ) از مدينه به قصد خيبر بيرون رفت از عصر [ يا مصر ] كه نام كوهى در نزديكى مدينه است گذشت و در آنجا مسجدى بنا كرد و سپس از